پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ٤ - برزخيهاي تركيه - صبوری ضیاء الدین

برزخي‌هاي تركيه
صبوری ضیاء الدین

اوضاع حاكم بر تركيه‌ي امروز دقيقا مشابه همان وضعيتي است كه بر حال عمومي اجويت نخست وزير ٧٧ ساله‌ي آن حاكم است و شرايط بسيار سخت و بحراني است. در واقع بحران در وضعيت جسماني اجويت با بحران در وضعيت سياسي ـ اقتصادي تركيه گره خورده و شدت يافتن اين بحران با سيل روزافزون استعفاهاي پارلمان هيچ نشانه و عدالتي از بهبود را فراروي ترك‌ها قرار نمي‌دهد. اوضاع هم‌چنان رو به وخامت است، تنها اميدي كه مي‌تواند ترك‌ها را به آينده‌ي تاريك و مبهم اميدوار سازد، انتخابات زودرس است كه اجويت از مدت‌ها قبل با مطرح شدن اين موضوع شديداً مخالفت مي‌كرد و در اين مخالفت خود تا جايي پيش رفت كه از روي تخت بيمارستان اعلام كرد كه زير بار هيچ تغيير و انتخاباتي نخواهد رفت و مخالفان اگر خيلي اصرار دارند او را از صحنه بردارند. جدّيت اجويت در مخالفت با تغييرطلبي‌هاي سياسي تا مرز انتحار پيش رفت؛ اما اكنون اين پيرمرد ٧٧ ساله كه عمري به درازاي اصلاحات كماليسم و آتاتيسم در تركيه دارد، گويي چاره‌اي جز اين نداشته كه تسليم خواست‌هاي تغييرطلبانه گردد. بدون شك آنچه وي را به موضع تسليم و انفعال كشانده است چيزي جز سيل استعفاهاي اعضاي حزب مؤتلف وي و حزب دمكراتيك چپ (DSP) نيست كه البته بايد استعفاي غيرمنتظره يارغاراو «حسام الدين اوزكان» مشاور نخست وزير و مهره‌ي كليدي حزب و نيز «اسماعيل جم» ديگر عضو مؤثر حزب و وزير امور خارجه‌ي تركيه و نيز عصمت خان وزير فرهنگ و رجب اونال از اعضاي مؤثر و كليدي حزب (DSP) را هم بر آن اضافه كرد. استعفاهاي زنجيره‌اي شوك شديدي بود كه پس از يك دوره‌ي سخت نقاهت بر جسم و روان اجويت حمله كرده و راه را براي مراجعه‌ي زودهنگام ترك‌ها به صندوق‌هاي رأي هموار ساخت.
اكنون ديگر با استعفاي دسته جمعي نمايندگان وابسته به حزب بولنت اجويت، اين حزب، قدرتمندترين فراكسيون پارلمان تركيه نيست و با در اقليت قرارگرفتن اين حزب، حزب ملي‌گراي دولت باهجلي بزرگ‌ترين حزب و قدرتمندترين حزب پارلمان تركيه شده است. انتخابات زود رس و پيش از موعد نيز نظام حزبي تركيه را شديدا دگرگون خواهد كرد. نظر سنجي‌هاي انجام گرفته ناظر بر اين پيش‌بيني است كه در صورت اجراي انتخابات پيش از موعد هيچ‌كدام از احزاب حاضر در دولت ائتلافي براي راهيابي به پارلمان شانس نخواهند داشت و در حقيقت نمي‌توانند حد نصاب ده درصدي براي ورود به پارلمان را كسب كنند. در اين صورت عرصه براي ظهور چهره‌هاي جديدي چون حسام الدين اوزكان معاون نخست وزير سابق، اسماعيل جم وزير امورخارجه و كمال درويش وزير اقتصاد تركيه آماده خواهد شد. به ويژه آن كه رسانه‌هاي تركيه از مدت‌ها قبل، از پيوستن اين افراد و ديگر نمايندگان مستعفي به حزب جمهوري خواه خلق خبر داده‌اند كه اين حزب با رويه‌اي چرپ‌گرايانه هم اكنون به صورت شانه به شانه با حزب اسلام‌گراي اردوگان كه رويه‌اي ميانه روانه دارد، رقابت مي‌كند و اگرچه اسلام‌گراها در پارلمان تركيه موقعيتي ندارند؛ اما با تحولات اخير زمينه براي ظهور آن‌ها آماده شده و به نظر مي‌رسد كه آنان بتوانند در انتخابات پيش از موعد براي خود موقعيتي دست و پا كنند كه اگر چنين شود و اين پيش‌بيني جامه‌ي عمل به خود بپوشد، يك نقطه‌ي عطفي در تاريخ معاصر تركيه خواهد بود. در واقع بايد گفت ميانگين عمر اصلاحات غرب‌گرايانه كماليسم و آتاتيسم چيزي در حدود عمر طبيعي بولنت اجويت است كه با سرآمدن عمر سياسي او هر سه يكجا و يكباره در مقابل اسلام‌گرايان زانو خواهند زد.
اين رويداد در تاريخ معاصر تركيه را بايد پيوند دوباره‌ي مردم آن با گذشته‌اي دانست كه به كلي از يادها رفته و به فراموشي سپرده شده است، اما اينك با فراموشي‌هاي پي‌درپي اجويت، حافظه‌ي تاريخي ملت مردم و تركيه تقويت شده و به نظر مي‌رسد كه موفقيت اسلام‌گرايان در انتخابات زودرس پلي را با گذشته‌ي فراموش شده و هويت اصلي مردم برقرار كند و به اين شيزوفرني ٧٥ ساله خاتمه دهد. به اين ترتيب اجويت چيزي را به خاطر نخواهد آورد؛ زيرا او دچار فراموشي مطلق شده است؛ اما مردم تركيه زماني را به ياد خواهند آورد كه اجويت در آن زمان احتمالاً بيش‌تر از دو سال نداشت.
زماني كه با برقراري رژيم جمهوري به رهبري مصطفي كمال، يكي از افسران بازمانده‌ي عثماني كه بعدها به آتاتورك معروف شد، روند تحولات فرهنگي در جهت تمدن غربي و قطع كامل با گذشته‌ي عثماني با سرعت و رشد فزاينده دنبال شد و در تمام شئونات اجتماعي و فرهنگي تغييرات بنيادين به عمل آمد. تركيست‌هاي اين دوره با هدف رها كردن و فراموشي تمدن شرقي و پذيرش يكجا و بدون كم و كاست تمدن غربي وارد صحنه‌ي فرهنگي تركيه شدند كه البته ديدگاه‌هاي آن‌ها در عمل منجر به اقداماتي چون لائيسيته، سكولاريته، انقلاب حروفي، غربالگري زبان، استحاله‌ي هويتي و اخلاقي، فمنيسم و زلزله‌ي آموزشي گشت و آثار آن در نمادهايي چون جدا كردن دين از سياست، تغيير الفباي زبان تركي، تصفيه‌ي زبان تركي از واژه‌هاي بيگانه، تغيير در اسامي و پوشش مردم، تغيير آداب و اخلاق اجتماعي، وارد كردن زنان به صحنه‌ي اجتماع و جامعه، تغيير شديد در نظام آموزشي و... گرديد.
تحولات ياد شده نوعي مدرنيته‌ي ناقص را بر تركيه تحميل كرد كه آثار آن امروز پس از گذشت هفت دهه در گم گشتگي و گم‌كردگي هويتي ترك‌ها نمود آشكاري دارد. به نظر مي‌رسد كه نسل نوين تركيه با پديده‌ي بحران هويت فرهنگي روبرو باشد. از يك سو به دليل شدت و سرعت تحولات فرهنگي، به رغم درخواست و تلاش ناسيوناليست‌هاي ترك، بازيافت فرهنگ ملي با دشواري روبرو بوده، چه اين كه اين نسل به لحاظ ابزار گويش و خوانش قادر به ارتباط با گذشته نيست. از سوي ديگر توسعه‌ي تبليغات غربي پايه‌هاي فرهنگ اصيل را به شدت سست كرده است و نيز عمود فرهنگ ملي بسيار متزلزل است و در بازيابي و بازپروري فرهنگ خودي مددرسان نيست.
در واقع شرايط فرهنگي مردم تركيه يك شرايط برزخي است. شايد اين شرايط متاثر از شرايط جغرافيايي آن باشد كه آن هم در يك شرايط برزخي قرار داشته و دارد. تركيه كشوري است كه جايگاه جغرافيايي آن نقش به سزايي در تحول فرهنگ آن ايفا نموده است. اين كشور دروازه‌ي اروپا و نقطه‌ي تلاقي دو قاره‌ي مهم آسيا و اروپا و به عنوان پلي بين دو قاره، اروپا را به منطقه‌ي استراتژيك خاورميانه متصل مي‌سازد. همين ويژگي برزخي است كه تركيه را بين دو هويت شرقي و غربي سرگردان نگاه داشته است و از زمان قدرت و حاكميت سلطان عبدالحميد اول در سال ١٨٣٩ م، كه با اعلام موجوديت فرهنگ هواه‌خواه غرب و آغاز غرب گرايي همزمان است، اين حالت برزخي بر تركيه حاكم بوده و البته ورود مهاجران از مليت‌ها، نژادها و فرهنگ‌هاي ديگر نيز اين دوگانگي و چند گانگي هويتي را تشديد كرده است. از آن زمان تاكنون تركيه با ثبات هويتي و تكيه بر هويت اصلي شرقي خود وداع گفته و راهي كه از آن زمان تاكنون پيموده، به تعبير امروزي در حقيقت يك مولتي كالچراليسم است كه آثار وتبعات آن در تزلزل هويتي تجسم يافته است. و در اين بين شرايط سياسي نيز دقيقاً از اين ويژگي مهم متاثر گشته است تا آن جا كه ائتلاف‌هاي چند حزبي هم نمي‌تواند به حل مشكلات و معضلات سياسي اين كشور كمكي بكند. ترك‌ها در روند تطور فرهنگي اجتماعي خود در دوره‌اي به دليل مهاجرت يا تهاجم قبايل، با تمدن خاور دور ارتباط پيدا كرده و از آن متاثر شدند و در زمان ديگر، تمدن يونان و روم و سپس بيزانس را پذيرا گشتند. تمدن عثماني نيز كه شامل نهادهاي فرهنگي ايراني، عربي، اسلامي و بيزانسي بود، در حدود شش قرن، فرهنگ اين سرزمين را تحت سيطره‌ي خود داشت. پايان دوران سلاطين عثماني، آغاز نفود و سيطره‌ي روزافزون تمدن غرب را براي تركيه به همراه داشت كه تا امروز هم ادامه يافته است.
به عبارت ديگر، جايگزيني نظام جمهوري به جاي نظام كهن عثماني، زمينه‌ساز تحولات اجتماعي فراواني در قالب رويارويي سنت و مدرنيسم شد. از آن جا كه حاكميت جديد، قطع كامل با گذشته و نيز كليه‌ي مظاهر فرهنگي و اجتماعي تمدن عثماني را در نظر داشت، جامعه‌ي بسته و سنت‌گراي عثماني با موجي از افكار و ارزش‌هاي جديد غربي روبرو شد كه با معتقدات قبلي آن مغايرت داشت. از اين زمان ارزش‌هاي اجتماعي تمدن غربي با سرعت و نفوذ به بطن جامعه‌ي تركيه راه يافته و جايگزين ارزش‌هاي سنتي و عمدتاً مذهبي شدند. البته واژگوني ارزش‌هاي اجتماعي در همه‌ي مناطق تركيه داراي سرعت و رشد يكسان نبود و با مقاومت‌هاي اجتماعي متفاوت رو به رو گرديده و ثبات روابط اجتماعي گذشته بر هم خورد.
يكي از پيامدهاي اين شرايط بروز ناهنجاري‌هاي اجتماعي در عرصه‌هايي از زندگي مردم تركيه بود كه بحران‌هاي اقتصادي مبتلا به جامعه نيز آن را تشديد مي‌كرد. رواج فساد و فحشا و رشوه‌خواري، افزايش آمار طلاق و... از جمله بازتاب‌هاي اجتماعي تحولات سريع ارزش‌هاي اجتماعي در اين جامعه مي‌باشند.
يكي از پژوهش‌گران و صاحب نظران مسايل تركيه، عوامل موثر بر تحول ارزش‌هاي جامعه و مشكلات اجتماعي را به صورت زير بر مي‌شمارد:
ـ توسعه و نفوذ فرهنگ غرب و جدايي از پيشينه‌ي فرهنگي گذشته‌ي جامعه با تكيه به ارزش‌هاي غربي و با توجه به اين كه اين ارزش‌ها از بيرون جامعه بر آن وارد شده و از متن جامعه برنخاسته بودند؛ بحران‌هاي هويتي و نابهنجاري‌هاي اجتماعي را به دنبال آورد.
ـ سستي اعتقادات و پايبندي‌هاي مذهبي جامعه.
ـ تغيير قشر بندي اجتماعي به دنبال برنامه‌هاي اقتصادي جديد كه به ويژه موجب پيدايش قشر خاصي از سرمايه‌داران مرفّه، صاحبان صنايع، تجار و... با درآمدهاي بسيار گرديد كه فاصله‌ي طبقاتي را در بافت جامعه‌ي تركيه افزايش داد. و در سوي ديگر جامعه، به دليل بحران‌هاي اقتصادي و سقوط ارزش پول رايج، اقشار كم درآمدي قرار داشتند كه بعضاً به دليل فقر اقتصادي و فرهنگي به انحرافات اجتماعي كشانده مي‌شدند.
ـ توجه و تشويق روز افزون صنعت توريسم و پذيرش گسترده‌ي توريست‌ها و ارائه‌ي امكانات رفاهي تفريحي گوناگون به منظور تعديل وضعيت اقتصادي يكي ديگر از عوامل موثر بر تغيير ارزش‌هاي جامعه در تركيه مي‌باشد.
ـ رشوه‌خواري و ارتشاء در جامعه‌ي تركيه امري شناخته شده و تا حدود زيادي پذيرفته شده است و اين امر ريشه در عدم توازن اقتصادي جامعه و تورم و گراني و كاهش قدرت خريد اقشار كم‌درآمد و به‌ويژه حقوق‌بگيران جامعه دارد.
هم‌چنين تحليل‌گران بر اين اعتقادند كه آثار و تبعات دگرگوني‌هاي غيرنهادينه‌اي كه در اقتصاد و فرهنگ تركيه روي داده است، بافت اجتماعي و فرهنگي اين كشور را شديدا دگرگون ساخته و آمار طلاق، خودكشي و جرايم، روند فزوني به خود گرفته و نيمي از جمعيت تركيه را كه جوانان آن كشور تشكيل مي‌دهند، با مشكلات روحي مانند احساس ناكامي، عدم موفقيت، عدم خوشبختي، ناامني و ناسازگاري درگير ساخته است. البته اين ناكامي‌ها و ناامني‌ها و ناسازگاري‌ها صرفا به چارچوب‌هاي فرهنگي و اجتماعي تركيه محدود نمي‌شود؛ بلكه در قالب‌هاي ديگري نيز مثل سياست و اقتصاد نمودهاي تازه‌اي يافته است.
تركيه در شرايط فعلي از لحاظ سياسي و اقتصادي شديدا احساس ناكامي و تزلزل مي‌كند؛ چرا كه اقتصاد تركيه اكنون يك اقتصاد مرده ارزيابي مي‌شود كه شوك‌هايي از قبيل وام ١٦ ميليارد دلاري صندوق بين‌المللي پول كه در حقيقت پيدايش ايالات متحده‌ي امريكا در تركيه پس از حوادث ١١ سپتامبر ٢٠٠١ براي همكاري تركيه با روند مبارزه با تروريسم بوش بود، نيز نتوانست جان دوباره‌اي به كالبد فرتوت و فرسوده‌ي اقتصاد اين كشور ببخشد. هم‌اكنون تركيه با وجود اين‌كه يك بار در سال ١٩٩٩ با اصلاحات اقتصادي اجويت با بحران كنترل‌شده‌اي روبرو شد؛ اما مجددا از سال ٢٠٠١ پس از كاهش ٢٥ درصدي ارزش لير با بحران درگير شد و در شرايط فعلي لير تركيه به كم‌ترين ارزش برابري خود با دلار رسيده و با احتمال ضعيف به تعويق افتادن مابقي وام ١٦ ميليارد دلاري صندوق بين‌المللي پول، بر بي‌ثباتي اقتصادي آن هر روز افزوده مي‌شود. حتي تحليل‌گران پيش‌بيني مي‌كنند كه نسخه درماني صندوق بين‌المللي پول در آينده‌ي قربانيان بيشتري از جامعه‌ي ترك‌ها خواهد گرفت.
بر پايه‌ي گزارش‌هاي منتشرشده از وضعيت اقتصادي تركيه، كسري بودجه‌ي دولت اين كشور تنها در ٥ ماهه‌ي اول سال جاري به ١١ ميليارد و ٥٣ ميليون دلار رسيده و بهره‌ي ديون داخلي و خارجي اين كشور نيز در ٥ ماه اول امسال به ٣٠٠/١٧ ميليارد دلار بالغ شده است. تركيه هم‌اكنون با نود ميليارد دلار بدهي داخلي و خارجي و بيش از يكصد و بيست ميليارد دلار بدهي خارجي تنها مانده است و هنوز كسي نمي‌داند كه آيا امريكا براي سومين بار تركيه را سورپريز خواهد كرد يا نه؟ هم‌چنان كه در سال ١٩٩٧ پس از پيروزي انقلاب اسلامي در ايران، تحريم‌هاي تركيه را لغو كرد و براي دومين بار پس از ١١ سپتامبر اقتصاد بحراني تركيه را با سفارش وام ١٦ ميليارد دلاري به‌طور موقتي از بحران نجات داد.
به‌هرحال آنچه از تحليل مسايل اقتصادي و سياسي و فرهنگي تركيه برمي‌آيد، اين است كه شرايط و موقعيت برزخي تركيه از حيث جغرافيايي به عرصه‌ي فرهنگي تعميم يافته و سياست‌ها و راهبردهاي ميان‌بر حاكمان تركيه كه بيشتر از آن كه به اهرم دموكراسي دست يازند، به ابزارها و اهرم‌هاي ميليتاريستي تكيه داشته‌اند، شرايط را بدتر و وخيم‌تر كرده و تحميل روند مدرنيسم، ساختار فرهنگي و سياسي تركيه را از آن جهت كه با يك تحول سطحي و نمادين همراه بوده، بسيار شكننده كرده است. اين شكنندگي حتي در بعد سياست خارجي تركيه هم نمود داشته و اين كشور در حال حاضر با يونان به خاطر لشكركشي به قبرس و ادعاي مالكيت بر جزاير واقع در درياي اژه و خط ساحلي و نيز با ايروان به خاطر قتل‌عام ارامنه در سال ١٩١٥ و كينه‌ي عميق آن‌ها با تركيه و نيز با عراق و سوريه به خاطر مسأله‌ي آب و اكراد اختلاف دارد. درواقع مجموعه‌ي اختلافات داخلي و خارجي به صورت دولبه‌ي قيچي شرايط حاكم بر تركيه را با خطر روبرو ساخته و راهبردهاي سابق متكي بر قوميت‌ها و ملي‌گرايي پان تركيسم به لحاظ مهاجرت‌ها و عامل تنوع نژادي شديد امروز كارايي خود را از دست داده است. تأثيرات ناشي از ورود اقوام مختلف به تركيه را مي‌توان به‌راحتي در چهره‌ي مردم اين كشور مشاهده كرد: «تيپ مغولي، تركمن‌ها با چشمان تنگ و مورب، چركسي‌ها با پوست روشن، ترك‌هاي چشم‌آبي در حوالي درياچه‌ي وان، ترك‌هاي سرخ‌موي كه احتمالاً از آلمان يا شمال اروپا به اين منطقه آمده‌اند يا تيپ‌هاي يوناني با پوست‌هاي زيتوني و بالاخره كردها، ارمني‌ها، عرب‌ها را نيز بايد به آن اضافه كرد.» بنابراين همگرايي قومي و ملي در كم‌ترين حد احتمال خود قرار دارد و تنها عاملي كه مي‌تواند با پيروزي اسلام‌گراها در انتخابات پيش از موعد به مدد و كمك ترك‌ها بشتابد، همگرايي اسلامي و هويت اسلامي مسلمانان تركيه است كه با دارا بودن ٩٨ درصد از كل جمعيت تركيه مي‌تواند چاره‌ساز و راهگشا باشد.
اين واقعيت قابل كتمان نيست كه امروزه تركيه در يك هويت دوگانه گير كرده و نيمه‌هاي شرقي و غربي، چارچوب‌هاي هويتي آن را احاطه كرده است و نيز حرص و ولع كشف‌نشده و پنهان و ناشناخته‌اي براي شناخت و لمس هويت تاريخي و قديمي مردم به خصوص پس از مشاهده‌ي ناكامي‌هاي گذشته، يعني عدم موافقت اروپا با راهيابي تركيه به اين اتحاديه و نيز عدم ارضاي تركيه از پيوستن به ناتو آغاز شده و مردم اين كشور براي بازيابي هويت شرقي و پذيرفته شدن در نيمه‌ي شرقي هويت خود اشتياق پيدا كرده‌اند. آيا شرايط سياسي جديد ائتلاف احزاب به اين پارادوكس خاتمه خواهد داد؟!